ظاهرا فرقه رجوي دست به هرچيزي ميزند برايش تبديل به شكست و بلاي آسماني مي شود. در قرن بيست ويكم و عصر آگاهي البته كه نمي توان آنرا به «شانس» مرتبط دانست اين واقعيتي دردناك است كه گريبان يك فرقه مضمحل را گرفته است. چنانچه در آموزه هاي تشكيلاتي  و ايدئولوژيكي خود مجاهدين نيز آمده است، اين جبر تاريخ است و با هيچكس شوخي ندارد. اين روزها  ضربه مهلك ديگري بر پيكر نحيف و شكست خورده استراتژي فرقه فرود آمد. «توافق هسته اي»



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
نمايندگان ايران با شش قدرت جهاني بالاخره پس از دوازده سال كش و قوس در حوزه هسته اي به توافق دست يافتند. اين خبر بسرعت در ميان ايرانيان خارج از كشور و داخل كشور منتشر شد و در ميان افكار عمومي بين المللي انعكاس فراواني يافت. هركس از منظري به اين جريان نگاه ميكند. ايرانيان داخل كشور و عامه مردم چشم به برداشتن تحريمها دارند و انتظار دارند كه با اين توافق تحريمها برداشته شود و تورم كاسته شود گراني مهار شود و خلاصه اينكه فشار زندگي كه امان آنها را بريده دست از سرشان بردارد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
با سلام خدمت دوستان عزيزي كه به وبلاگ اين جانب سر ميزنند و مطالب را ميخوانند  بايستي عرض كنم كه تاخير يكي دو ماهه در ارسال مطلب بخاطر مشكلاتي بوده كه در سيستم بلاگفا رخ داد. سروهاي بلاگفا بدليل جابجايي دچار مشكل شده بود و امكان ارسال مطلب وجود نداشت. پوزش ما را بپذيريد.

تشكرميكنم از دوستاني كه كامنت گذاشتند و پيگير مسئله بودند.


نوشته شده توسط محمد ب
سعيد ماسوري از زندان هاي ايران طي نامه هاي مطولي تحت عنوان «خاطرات زندان»  به بيرون از زندان و سپس به خارج از كشور مي فرستد و همه اين نامه ها در سايتهاي رسمي سازمان مجاهدين هم منعكس مي شود. چنانچه مي دانيم سعيد ماسوري يكي از فرماندهان واحدهاي عملياتي مجاهدين بوده است و سالها در تشكيلات مجاهدين در عراق در موضع مسئول فعاليت مي كرد. 

سپس در سالهاي دهه هفتاد بعنوان فرمانده تيم عملياتي به داخل كشور رفت و پس از انجام چندين عمليات توسط سپاه دستگير و روانه زندان شد. اكنون قريب به  پانزده سال است كه در زندان بسر ميبرد.


نوشته شده توسط محمد ب
بعد از توافق هستي اي ايران و غرب يكي از كيس هاي مهم تبليغاتي دم و دستگاه مجاهدين بسته شد. البته قبل از اينكه اين اين كيس كاركرد تبليغات بيروني داشته باشد، كاركرد دورن تشكيلاتي داشت. به اين معنا كه با نشستهاي طولاني  و سفسطه بازي، رجوي سعي مي كرد توافق هسته اي را «طناب دار رژيم» وانمود كند و به افراد محصور فكري خود بقبولاند كه اگر رژيم توافق هسته اي را بپذيرد،طناب دار را به گردن خود انداخته است. البته اين تحليل هاي آبكي و دور از واقعيت رجوي چيز تازه اي نيست. همين تحليلها را در مورد جنگ با عراق هم داشت كما اينكه همه استراتژي خود را روي همين جنگ سوار كرد ولي ديديم كه نه تنها صلح طناب دار رژيم نبود بلكه اكنون پس از بيست و هفت سال هيچ اتفاقي نيافتاده و پيش بيني هاي رجوي سرابي بيش نبوده است. در مورد انتخاب اصلاح طلبان در دوره خاتمي نيز همين تحليل را داشت و در نشستهاي دروني در فروردين ماه سال 80 با هزار و يك دليل و ادعا با نمايشهاي مسخره اي كه ابريشم چي و ساير دلقكهاي او در روي سن در باقرزاده اجرا مي كردند چنين وانمود كردند كه خاتمي به هيچ عنوان به دور دوم راه نخواهد يافت. كما اينكه ديديم دور دوم خاتمي هم تمام شد، هشت سال بعد كه احمدي نژاد هم بود تمام شد و اصلاح طلب بعدي هم آمد و الي آخر...


نوشته شده توسط محمد ب
داريم به سالگرد نوزدهم فروردين نزديك مي شويم. روزي كه فاجعه اي باور نكردني در اشرف رخ داد. گوشت و پوست و استخوان در برابر باتوم و گلوله و چرخهاي خودروهاي نظامي. روزي كه سي و پنج نفر كه اغلب آنها را مي شناختم و سالها با آنها زيسته بودم جان خود  را از دست دادند و بيش از پانصد نفر نيز زخمي جانكاه برداشتند كه تا پايان زندگي بايستي آنرا تحمل كنند. انسانهايي كه براي آزادي ميهن و مردمشان به عراق رفته بودند ولي اكنون در مقابل نيروهاي ميزبان قرار گرفته بودند. البته كه حمله و هجوم به افراد غير مسلح در هيچ دين و مرام و مسلكي روا نيست و خالي از انسانيت و مروت است. اما بايد ببينيم چه شد كه به چنين فاجعه اي ختم شد؟


نوشته شده توسط محمد ب
شب گذشته در رسانه ها اعلام شد كه آندرانيك آساطوريان آهنگ ساز ايراني در سن هفتاد و چهار سالگي در گذشت. بنده شخصا، آثار او را بسيار دوست دارم، آثاري كه براي بزرگان موسيقي ايران از جمله خانم هايده و داريوش و قميشي و ديگران ساخته است. اما رويه سياسي او را هرگز نمي پسندم. در اساس من فكر ميكنم هنرمندي كه تن به گرايشهاي سياسي بدهد در قدم اول خود را بي اعتبار كرده است. چون در جهان بي ر حم سياست آنچه كه ديده و شنيده نمي شود هنر و لطافت و زيبائي است. هرچه است خشونت و مرگ و تهديد و ارعاب است و ديگر هيچ.  و اين با ذائفه و خصلت يك هنرمند كه دنياي پيرامون خود را از دريچه هنر و احساس نگاه مي كند بسيار بسيار متفاوت است.  دردنياي سياست از هرچيزي بعنوان وسيله براي رسيدن به هدف استفاده مي شود و تا جايي يك وسيله ارزشمند است كه قابل استفاده باشد و در غيرا ين صورت به دور افكنده خواهد شد.

 


نوشته شده توسط محمد ب
در روزهاي اخير ديديم كه شوراي باسمه اي رجوي اطلاعيه اي صادر كرد و فيش هاي حقوقي به قصيم و روحاني و يغمايي را در منظر افكار عمومي قرار داد. البته اين بخودي خود هيچ چيز غير عادي و غير طبيعي نيست. اين آقايان نيز مثل هركس ديگري زندگي شخصي خود را داشته اند كه بايستي مابه ازاي زمان وفعاليتي كه براي مجاهدين انجام مي داده اند حقوق دريافت مي كردند. اما آنچه كه اين موضوع را غير طبيعي مي كند اعلان عمومي اين فيشهاي حقوقي و همينطور سندسازي براي حمله و لجن مال كردن رقيبان خود توسط رجوي.


نوشته شده توسط محمد ب
آن زمان مجاهدين در سايه حضور آمريكايي ها و با انواع و اقسام مزدوري و خوش  رقصي كه براي آنها مي كردند، حسابي در ناز و نعمت بسر ميبردند و همه نوع امكانات از طريق «كانال» به آنها داده مي شد ولي ما كه تعدادي بوديم كه نه پارتي داشتيم و نه امكان جاسوسي كردن براي آمريكايي ها، سخت تحت فشار بوديم. براي يك خريد ساده بايستي  ساعتها در صف و گرما مي نشستيم  آنهم يك روز در ماه.


نوشته شده توسط محمد ب
دور بي پايان توپ باران مصداقي و آتشباري متقابل اعوان انصار رجوي به مصداقي از دو سال پيش تاكنون بيروني شده و همچنان ادامه دارد. ظاهرا هر دو طرف علاقه وافري به ادامه اين آتش بازي دارند. رجوي كه صداي هيچ مخالفي را برنمي تابد با فحاشي هاي آنچناني به مصداقي سعي دارد او را به سكوت وا دارد و همينطور درس عبرتي كند براي سايرين تا مبادا به رهبري عقيدتي چپ نگاه كنند. البته تا حدي هم موفق بوده است كما اينكه مي بينيم ساير منتقدين از جمله قصيم و روحاني و محمدعلي اسلامي و شكري، خواهران اقبال و غيره ماستهاي خود را كيسه كرده و لب به سخن نمي گشايند و اگر هم سخني بگويند بسيار بسيار با رعايت چپ و راست و شسته و رفته كه به جاي كسي بر نخورد. از طرفي مصداقي هم بدش نمي آيد كه اين آتشبازي همچنان ادامه داشته باشد زيرا به اين ترتيب سعي مي كند صداي مخالفان شده و با برجسته كردن خود سهمي از اين ماجرا دريافت كند.


نوشته شده توسط محمد ب
روزهاي اخير شعارهايي از اينجا و آنجا از طرف هواداران مجاهدين در صفحات مجازي به چشم مي خورد كه قابل تأمل است. شعارهايي مانند «شير هميشه بيدار  ـ رسيده وقت ديدار» يا «شير هميشه بيدار امسال سال ديدار»

اكنون قريب به دوازده سال است كه مسعود رجوي در خفا بسر مي برد. البته اين موضوع براي كسي كه خود را «رهبر» مي داند و فكر ميكند  تكامل بدون او امكان پيشروي ندارد، خيلي عجيب و غريب است. رجوي هرگز به روي خود نمي آورد كه جرأت و جسارت اين را ندارد كه  دوازده سال از جنگ گذشته، هنوز چهره خود  را نشان دهد.


نوشته شده توسط محمد ب
روز گذشته سايتهاي مجاهدين اظهارات يك «سخنگوي مجاهدين» را منتشر كردند كه پيرامون امنيت در ليبرتي سخناني رانده كه مرغ پخته را نيز به خنده وا مي دارد. در ابتداي اين اظهارات از توافقات آمريكا و ملل متحد و هراس مجاهدين از اين موضع گفته شده: «سخنگوی مجاهدین درباره .... روضه خوانیهای تکراری سازمان ملل و برخی مقامات آمریکایی مبنی بر این‌که خطر داعش هم افزوده شده و آنها نمی‌توانند نیروی آمریکایی یا کلاه آبی به حفاظت لیبرتی اختصاص بدهند....» پس از رفتن كوبلر مجاهدين اظهار فيض كردند كه كوبلر رفته وديگر همه چيز خوب است و همه كاسه ها را سر كوبلر شكستند. اكنون نماينده جديد سازمان ملل نيز كه جايگزين كوبلر شده مورد حمله قرار گرفته و ظاهرا اين يكي هم اطلاعاتي از آب در آمده است. توجه كنيد: «خانم جین لوت نماینده ویژه دبیرکل تا کنون هنری جز سفر به نزد ملایان و منت کشی از آنها برای این‌که مجاهدین را بپذیرند نداشته است که البته در انظار ملت ایران جز لکه ننگ و عار بر پیشانی ملل‌متحد نیست »


نوشته شده توسط محمد ب

پيام مسعود رجوي بعد از تعهدگيري و قسم دادن نفرات براي ماندن در ليبرتي، بيانگر نكته مهمي است. اما بگذاريد قبل از آن كه وارد اين موضوع شويم بعنوان مقدمه، شرايط سياسي و امنيتي را كه مجاهدين در آن گرفتار آمده اند را اختصارا بررسي كنيم. با رفتن مالكي از قدرت، اكنون موقعيت دولت شيعه عراق در جامعه جهاني و آمريكا بكلي تغيير كرده است. حمايت همه جانبه آمريكا از حيدر العبادي خود گوياي اين واقعيت است. از طرفي حيدرالعبادي كه از مسئولين حزب الدعوه مي باشد يعني همان حزبي كه مالكي رئيس آن بود، اولين سفر برون مرزي خود را سفر به ايران انتخاب كرد كه خود بيانگر خيلي از مسائل مي باشد.

 


نوشته شده توسط محمد ب

امروز در يكي از سايتهاي مجاهدين مطلبي از محمد اقبال ديدم كه توجه ام را جلب كرد. جهت اطلاع خوانندگان عزيز بايد بگويم كه محمد اقبال همان فردي است كه كوس بي غيرتي اش شهره خاص و عام شد و خواهر خود را براي خوشايند مسعود رجوي در رسانه هاي عمومي حراج كرد. او علاوه بر اينكه خواهرش را «ماماچه پليدك» ناميد او را همكار لاجوردي معرفي كرد و حرفهاي ديگري در توصيف خواهرانش نوشت كه هر انسان شريفي از تكرار آن شرم مي كند.

حالا اين فرد بي غيرت و در عين حال متوهم مقاله اي نوشته كه مرغ پخته را به خنده واميدارد. او مدعي است كه خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي چند بار به او سلام كرده و او جوابش را نداده است



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
نوشته شده توسط محمد ب
روند اوضاع براي سازمان مجاهدين بسيار دشوار به پيش مي رود. تمامي هم و غم سازمان اين است كه نگذارد انتقال ساكنان ليبرتي به خارج از عراق صورت بگيرد. دليل اول و آخر آن هم اين است كه با خروج ساكنان تشكيلات از هم پاشيده مي شود. تشكيلات بسته و منقبض تنها و تنها در محيط بسته اي كه در عراق بوجود آورده اند و با هزار فشار و شانتاژ سعي مي كنند افراد را مطيع نگهدارند، وجود خارجي خود را حفظ كرده است. با خروج ساكنان از عراق و استنشاق هواي آزاد و زندگي  در جامعه به سرعت هركس به دنبال زندگي خود خواهد رفت و هيچ كس به توصيه هاي تشكيلاتي توجهي نخواهد كرد. پس نتيجه اين است كه به هر شكل ممكن تشكيلات بايستي در عراق بماند حتي به بهاي جان دادن تك تك نفرات.

پس در يك كلام خروج از عراق بايستي به پذيرش اشتباه شروع جنگ مسلحانه زودرس را نيز براي مسعود رجوي در پي داشته باشد. رهبري سازمان مجاهدين به اثبات رسانده است ظرفيت پذيرش هيچگونه انتقادي را ندارد كوچكترين انتقادها تاكنون با فحاشي پاسخ داده شده است. پذيرش اين اشتباه به مثابه نوشيدن جام زهر توسط  رجوي خواهد بود. اكنون سئوال اين است آيا رهبري مجاهدين اين پتانسيل و ظرفيت را دارا مي باشد كه بتواند اين جام زهر را سربكشد؟



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
«شوراي ملي مقاومت» وابسته به مجاهدين هفته گذشته جلسه اي برگزار كرد. رياست اين جلسه را مريم رجوي برعهده داشت. واقعيت امر اين است كه بي خاصيت ترين شورا در جهان همين شوراي مجاهدين است. براي اين حرف استدلالهاي مشخص دارم. بيش از نود و نه درصد اين شورا را اعضاي رسمي و مسئولين مجاهدين تشكيل ميدهند. در تشكيلات مجاهدين كه تبادل نظر و افكار كاملا برهمه روشن است. يعني اين نود و نه درصد  را بايستي تنها يك نفر حساب كرد. آن كمتر از يك درصد باقيمانده نيز كه طي سالهاي اخير و بخصوص ماههاي اخير تحليل رفته و مثل عجوزه اي كه هر روز به مرگ نزديك تر مي شود ضعيف و ضعيف تر شده است نه در مقابل آن نود و نه درصد ياراي مقابله دارد و نه حق حرف زدن و ارائه نظر واقعي.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
یونامی در رابطه با نقض حقوق بشردر کمپ لیبرتی توسط مسئولین مجاهدین نگران  است.  این اتهام ها توسط ناظران سازمان ملل در جریان مصاحبه های انجام شده  با ساکنان مطرح شده . توسط مردی مسن که کمپ لیبرتی را ترک کرده . همچنین در تعدادی گفتگوهای خصوصی با ساکنان فعلی کمپ لیبرتی. با وجود اینکه  مسئولین کمپ سعی دارند مانع چنین گفتگوهایی بشوند. مجاهدین که یک ساختار  سلسه مراتب و اتوریتر دارند، محدودیت های سختی روی حقوق ساکنان اعمال  میکنند : مثل حق آزادی رفت و آمد در داخل کمپ و حق ترک کردن ارگانیزاسیون. و حق ارتباط آزاد. محدودیت ارتباط با اعضای خانواده - حتی در رابطه با  خانواده هایی که با هم در کمپ  لیبرتی ساکن هستند. - دسترسی به ارتباطات  عمومی و پایه ای و دسترسی به مراقبت های پزشکی و درمان



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
نوشته شده توسط محمد ب

نامه وارده از: م. كرمي

توضيح: اين نامه از  طريق ايميل براي مدير وبلاگ ارسال شده است. نام و هويت نگارنده مطلب بنابه درخواست خود ايشان محفوظ خواهد ماند. وي يكي از دوستان قديمي در تشكيلات مي باشد ولي از موقعيت فعلي ايشان هيچ اطلاعي در دست نيست. ايشان در نامه خود هيچ چيزي راجع به موقعيتشان ننوشته و در پاسخ به نامه هاي ارسال شده نيز جوابي نداده اند. ولي آنچه كه مسلم است نويسنده مطلب همان دوستي است كه سالها با هم زيسته بوديم. هركجا كه هست برايش آرزوي سلامتي و بازگشت به زندگي مي كنم.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب

اكنون دولت عراق در حال جنگ تمام عياري با شاخه اي از القاعده تحت عنوان «داعش» مي باشد. اين جريان بخشهاي از استان الانبار را اشغال كرده و موجب شده است كه ارتش عراق از زمين و هوا بر آنها بتازد. اينكه ارتش عراق به مصاف با القاعده رفته است برهيچ كس پوشيده نيست. دولت آمريكا رسما گفته است كه حاضر به همكاري با دولت عراق است، همينطور دول ديگر غربي. اما در اين ميان مواضع متناقض و بي حساب و كتاب سازمان مجاهدين را ببينيد. آنها جانيان القاعده را «مردم الانبار عراق» ناميده و تمام قد از آن حمايت مي كنند.

شايد مجاهدين از عواقب اين مواضع بسيار سبكسرانه و در عين حال نابخردانه خود مطلع نيستند. شايد نمي دانند آنكس كه سلاح در دست مي گيرد و برعليه دولت قانوني يك كشور مي جنگد دشمن است و هركس كه از حمايت كند نيز دشمن محسوب مي شود. قانون هر كشوري (بدون استثناء) مرز دمكراسي و مخالفت قانوني را مبارزه مسلحانه مي داند. عبور از اين مرز يعني دشمني و پاسخ آن قطعا كشتار خواهد بود.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
بنابر اخباري كه پس از حمله موشكي اخير به ليبرتي صورت گرفت چهار نفر جان خود  را از دست دادند، دو نفر از اين چهار نفر بر اثر سكته قلبي و نه زخم ناشي از حمله موشكي جان باختند. اين سئوال در ذهن هر شنونده اي متبادر مي شود كه چرا سكته قلبي آنهم دو نفر؟

از اين دو نتيجه مي خواهم اين نكته را استخراج كنم كه داد و فرياد از قول ساكنين ليبرتي كه خواهان ماندن در عراق هستند يك ادعاي كاملا پوشالي است. آنها كه در فرنگ نشسته از جمله مريم رجوي و براي افراد ليبرتي نسخه مي پيچند و خواهان ماندن آنها در عراق هستند تنها و تنها هدفشان به تأخير انداختن دفن جسد بيجاني به نام «ارتش آزاديبخش» است كه ساليان سال است ديگر وجود خارجي ندارد. اين توهم رجوي به بهاي جان اين افراد تمام خواهد شد كمااينكه تاكنون شده است. سئوال اين است كسي كه به پذيرش فدا كردن جان در ليبرتي مانده است چرا از ترس موشك سكته ميكند و جان مي دهد؟



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
قريب به چهار ماه كه از حادثه كشتار در اشرف مي گذرد، مجاهدين خلق گزارشي منتشر كرده اند كه به جزئيات و اتفاقاتي كه در اين روز به وقوع پيوست، مي پردازد. در مورد محتواي گزارش هيچ نكته قابل توجهي نيست كه به آن پرداخته شود. زيرا تنها و تنها به شيوه كار و نحوه عملكرد تيم عمل كننده پرداخته است. اما اگر بخواهيم اصلي ترين و مهمترين دليل انتشار اين گزارش را كنكاش كرد، چيزي نيست جز پرداختن به  «مسعود دليلي» كه آنرا عامل اصلي حمله معرفي كرده است. بقيه گزارش مطول، تنها و تنها مقدمه و مؤخره اي براي اين موضوع مي باشد.

اطلاق كردن اين گزارش به «ارتش آزاديبخش» خود قبل از هر چيز بيانگر در اوهام زندگي كردن فردي است كه زندگي بيش از سه هزار نفر را در جهنم عراق نگهداشته تا به توهمات خود ادامه دهد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
اطلاعاتي تازه در مورد مسعود دليلي از يك عضو جدا شده سازمان

من یکی از جداشده های سازمان هستم که بدلایل شخصی قصد افشاگری نداشتم ولی از آنجا که زمانی که مسعود دلیلی باصطلاح فرار کرد و به هتل مهاجر آمد و من وی را یک لحظه ی کوتاه و اتفاقی دیدم و بعد از اینکه برنامه ی سیمای مقاومت را دیدم تصمیم گرفتم هموطنان خودم را مطلع کنم که داستان و واقعیت چه بوده است

مسعود دلیلی نفوذی سازمان در دستگاه نیروی قدس بوده و ماموریتش فریب دادن رژیم بوده که رژیم را باهدف زدن رجوی به اشرف بکشاند و تیم عمل کننده هم بعد از خروج از صحنه وقتی گزارش میدهند که سوژه نبوده و به کاهدان زده اند متوجه میشوند که کلک خورده اند همانجا فرمان کشتن وی از بالا صادر میشود. وی پنجاه و سومین شهید قهرمان مجاهد خلق است و فیلم تبلیغی که سازمان در تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۳ از سیما پخش کرده تماما در راستای پوشاندن این موضوع بوده و هست.

لينك به سايت ايران اينترلينك (منبع)



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب

مطلبي كه اخير در رسانه هاي سازمان مجاهدين منتشر شده، حاكي از اين است كه مسعود دليلي يكي از محافظين شخصي مسعود رجوي، در جريان حمله به اشرف، راهنماي مهاجمين بوده و پس از پايان عمليات نيز توسط خود آنها در اشرف كشته شده است.

اين جانب در خردادماه گذشته در مقاله اي در همين وبلاگ http://bandrajavi.blogfa.com/post/104 خبر فرار مسعود دليلي از محافظين شخصي رجوي را منتشر كردم. اين خبر براساس داده هايي بود كه از درون تشكيلات به بيرون درز كرده بود. بدليل موقعيت مسعود دليلي، سازمان هيچگونه موضع و سخني پيرامون او منتشر نساخت.اما آنچه كه مهم و قابل تأمل است، توجيهي است كه مسعود رجوي براي فرار از پاسخگويي به افراد درون تشكيلات كرده است. اگر مسعود دليلي نبود، آيا فاجعه اشرف اتفاق نمي افتاد؟




ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
اعتصاب غذاي ليبرتي با دو هدف مهم، رسما از طرف سازمان مجاهدين خلق اعلام شد. اول، باز گرداندن هفت نفر ربوده شده و دوم، استقرار كلاه آبي هاي سازمان ملل در ليبرتي. اين اعتصاب غذا پس از 108 روز پايان يافت بدون آنكه هيچكدام از آن خواسته ها برآورده شود. در عوض يك دليل پوشالي براي آن دست وپا كردند. حكم دادگاه اسپانيا كه از مقامات خواسته است در مورد فالح فياض مشاور امنيت ملي عراق تحقيق كند. رهبري مجاهدين مثل كبك سرش را در برف فرو كرده و فكر مي كند هيچكس هم نمي تواند اشتباهات او را ببيند؟ هم عراق، هم رژيم و هم منتقدان و هم خود مجاهدين بخوبي به فضيحت اين اشتباه تاريخي ملتفط هستند. چه مانعي هست كه مجاهدين به آن اعتراف نمي كنند؟ البته اين خود محكي براي صداقت و رو راستي آنها به طرف حسابها و صد البته مردم خويش است.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
مقاله اي در سايت همبستگي مجاهدين به قلم خانم ناهيد همت آبادي درج شده است كه حاوي نكات مهمي است.عنوان مطلب: مجاهدين و مجرمين سياسي نام دارد.  موضوع مورد بحث قول و قرارهاي آمريكاست در قبال مجاهدين.

خانم همت آبادي از قول و قرارهاي آمريكايي ها به مجاهدين مي گويد و عدم انجام و وفاي به آنها. آيا مجاهدين و رهبري آنها، آمريكا را نمي شناختند؟ آيا با ماهيت امپرياليسم و سرمايه داري آشنا نبودند؟ آيا نمي دانستند كه آمريكا وقتي منافعش اقتضا كند، عراق را با تمام سرمايه گذاري كه كرده است رها مي كند و مي رود؟ آيا وقتي منافع آمريكا اقتضا كند كه از عراق خارج شود، قولي كه به مجاهدين داده است، مانع از خروج آنها از عراق مي شود؟



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
اخيرا مطلبي در سايت همبستگي مجاهدين خواندم كه برايم بسيار جالب بود و حيفم آمد كه در مورد آن چند نكته را ننويسم. اين مقاله به قلم فردي به اسم «جواد محسني پور» نگاشته شده كه چنين انساني اصلا وجود خارجي ندارد. در واقع قلمزني يكي از مسئولين مجاهدين را مي بينيم كه چگونه افسارگسيخته و با فحاشي و كلمات ركيك به جنگ منتقدان آمده است. خطاب مقاله به اسماعيل يغمايي است. سرتاپاي مقاله انباشته از فحشهايي است كه نثار اين شاعر ارجمند و پر آوازه كرده است.


توجه همه كساني كه هنوز چشم اميدي دارند كه مجاهدين اصلاح شوند و رجوي مثلا از خودش انتقاد كند و اوضاع روبراه شود، توصيه مي كنم اين مقاله  را كه درون مايه ناب تشكيلاتي و ايدئولوژيك مجاهدين در آن كاملا ديده مي شود را بخوانند. اين همان فرهنگي است كه در مناسبات مجاهدين در نشستهاي عمليات جاري و غيره حكمفرماست.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب

مقاله آقاي يغماي تحت عنوان «هفت حصار» را مطالعه كردم. با بياني شاعرانه و  در عين حال فلسفي، بيانگر سرنوشت هر كدام از كساني است كه از ابتداي پيدايش جريان مجاهدين خلق تا كنون است. آقاي يغمايي بسيار زيبا نگاشته و حصارهاي تو در توي تشكيلاتي را كه تنها و تنها به شخص مسعود رجوي وابسته است ترسيم كرده است.

شايد براي همه ما كه پس از ساليان در تشكيلات به زندگي عادي برگشته ايم، يك مشكل وجود دارد كه بتوانيم به مخاطبي كه تاكنون مجاهدين را تجربه نكرده است، بفهمانيم كه در مجاهدين چه مي گذرد. اولين سئوال اين است كه «شما كه اين همه مشكلات را مي ديديد و اينهمه فشار را تحمل مي كرديد چرا از سازمان خارج نشديد؟» اولين جواب مي تواند اين باشد كه محدوديتهاي فيزيكي مانع خروج ما مي شد ولي واقعا آيا همه قضايا همين بود؟ پس چرا پس از سقوط صدام و آمدن آمريكايي ها كه حصارهاي فيزيكي كم شد، خيليها در آنجا ماندند؟ مگر حدود دو هزار نفر تشكيلات را ترك نكردند؟ بقيه چرا اينكار را نكردند؟ آيا همه آنها واقعا معتقد بودند؟ پس چرا پس از آن و در شرايط بسيار سخت تر  فرار كردند؟



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ب
نوشته شده توسط محمد ب
استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است

  • قالب وبلاگ